عبد المحمد آيتى

171

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

ملك اسلام اين سخنان را بر خدعه حمل كرد . و لشكرى از مغول و شول و تركمان و ايج ترتيب داد و زياده از بيست تومان ( - دويست هزار دينار ) زر صرف سازوبرگ اين سپاه ساخت . پس لشكرى به هرموز فرستاد و خود عازم دولتخانهء كيش شد تا از دو طرف بر او تازد . بهاء الدين اياز نيز سفائن خود را ترتيب داد و چون پيام‌هاى لطف‌آميزش بقبول نپيوست آمادهء جنگ شد و سپاه خود را در ميان آب مقابل سپاه ملك‌اسلام كه در خشكى بود مستقر ساخت . نزديك بود سپاه بهاء الدين در تنگناى قوت افتد كه دو كشتى پر از انواع غذاها از كيش به قصد لشكر ملك‌اسلام پديدار شد . سپاهيان بهاء الدين اياز آنها را غارت كردند و تن و توشى يافتند . در نتيجه لشكريان ملك اسلام در تنگى قوت افتادند . برخى بگريختند و برخى از جنگ سر باز زدند . ملك اسلام فرمان حمله داد بهاء الدين اياز ابتدا خود را عقب كشيد آنگاه حمله‌اى سخت بكرد و سپاه خصم را فوج‌فوج به قعر دريا فرستاد . پس عازم دولتخانهء كيش شد و سه روز تمام غارت كرد . پاره‌اى به قصر پناه برده اموال و نفائس را به آنجا برده بودند . آنان را نيز محاصره داده و اموالشان را بگرفت [ 299 ] و با غنائم فراوان به هرموز رفت . ساكنان كيش دو ماه از آنجا فرار كردند و به سواحل رفتند چنان كه جز يك ماهيگير در تمامت كيش نماند . چون موسم جهازات معبرى رسيد ملك اسلام مشوش‌خاطر شد و قاصدى نزد ملك بهاء الدين اياز فرستاد و با او عقد دوستى بست او نيز برخى جهازات را پس فرستاد و اظهار دوستى نمود و با معدودى از خواص خويش به كيش رفت و با ملك معظم فخر الدين تجديد پيمان كرد و حسن وفا و وفور شجاعت و مناعت خود بر همگان ثابت نمود و [ 300 ] امروز شوكت و استعداد و قدرت و استقلال او را بيش از پيش حاصل است . صفت ممالك هند بطريق اجمال ذكر ملوك معبر به اتفاق ساير امم معتدل‌ترين سرزمين‌هاى جهان و زيباترين بلاد عالم ديار هند است و از آنجا كه سرانديب را از حيث آب و هوا به بهشت شباهتى بود خداوند آن را مهبط آدم ساخت . نعمت‌هاى هند و زر و جواهر و ديگر متاع‌هاى آن را نياز بشرح نيست . برگ‌ها و پوست‌هاى درختان و خاك و گياه و هيزمش قرنفل و سنبل و عود و صندل و كافور و مندل است . معجون‌هائى كه در آن ديار مىسازند بسيارى از امراض را نافع است .